صفحه اصلی » داستان های شما » من سیزده سالمه و از اول “اچ ای وی” مثبت بودم.

من سیزده سالمه و از اول “اچ ای وی” مثبت بودم.

داستان شماره۲

این داستان کاملا واقعی و براساس مصاحبه های انجام شده با افراد مبتلا تهیه گردیده است. نام و سایر اطلاعات شناسایی با هدف ناشناس ماندن او حذف گردیده است.

نرگس: من  سیزده سالمه . مدرسه میرم درسم هم خوبه. تو کلاس جز شاگرد خوب های کلاسم. زیاد دوست ندارم به بیماریم فکر کنم. زیاد هم در موردش حرف نمی زنیم. الان می یام با عمه ام این مرکز آزمایش خون می دم و اگر لازم باشه دارو می گیرم. عمه ام مثل مادرمه بعد ازاینکه بابام مرد دیگه او تنها کسی بود که قبول کرد من رو بزرگ کنه. اونطوری که برام گفتن من از اول مثبت بودم وقتی به دنیا اومدم. مادرم هم مثبت بود پدرم هم.

عمه: پدرش اوایل اعتیاد معمولی داشت. براش زن گرفتیم و کم کم معتاد تزریقی شد. با زنش همه اش مشکل داشت. زنش ناسازگاری می کرد. طلاق می خواست که یه بزرگی پا درمیونی کرد و گفت بچه دار بشن درست میشه. اون ها هم بچه دار شدن.همین دخترگلی که اینجا نشسته( لبخند). بعد از شش ماه اما زن داداشم رفت خونه ی باباش و درخواست طلاق داد. بچه رو هم گذاشت پیش ما. داداشم اون موقع حالش خوب نبود. بستری شد بیمارستان که فهمیدیم وارد مرحله ی ایدز شده. همون موقع نرگس که اون موقع یک سالش شده بود آزمایش گرفتیم دیدیم مثبت شد. داداشم تو بیمارستان مرد.خیلی دیر بود براش. دیر فهمید. زنش هم یه پنج سالی زنده بود و بعد مرد و حالا نرگس شده سیزده ساله و با من و بچه هام زندگی می کنه.

یک داداش دیگه هم داشتم که اون هم الان مبتلاست. معتاد نیست ورزشکاره. اما مثل اینکه چون با اون یکی داداشم از یک چاقو برای قمه زدن استفاده کرده مبتلا شده. اینجوری میگه. اون هم زنش ولش کرد بعد از اینکه فهمید مبتلا شده. خدارو شکر زنش مبتلا نشده بود….

نرگس: الان تنها مشکلی که دارم عوارض داروهایی که بعضی وقتا بهم می دن همین. من هیچ جا نگفتم مثبتم. البته یکبار یکی از معلم هام می دونست خیلی اذیت شدم. نمی ذاشت برم با بچه های دیگه بازی کنم. تو زنگ تفریح نگه می داشت من رو. اون موقع مجبور بودم ته کلاس هم بشینم. اما بعد از اون دیگه نگفتم اما دیدم بچه های دیگه در این مورد خیلی بد حرف می زنن. برای همین من نمی گم چون می دونم بد رفتار می کنند باهام.

عمه: کاش اطلاع رسانی بشه تا مادرهایی که حامله اند حداقل یکی یا دوبار آزمایش بدهند. اینجوری اگر مادر مبتلا بشه می شه کاری کرد که جنین مبتلا نشه. من اون موقع اطلاعات کم بود اما الان بخاطر نرگس کلی پرس و جو کردم می دونم داروهایی که الان هستند می تونند احتمال اینکه بچه مبتلا بشه رو خیلی کم کنند. اصلا هم سخت نیست اما اول باید پدر و مادر بدونند که مبتلا هستند!!