صفحه اصلی » سایر نوشتارها » من مبتلا به “اچ ای وی” هستم، ازم نترس لطفا!!

من مبتلا به “اچ ای وی” هستم، ازم نترس لطفا!!

یادداشتی در مجله الکترونیکی  پندار

در مورد اچ ای وی چرا از افراد مبتلا دوری می کنیم و می ترسیم؟

“خیلی دندونم درد می کرد اما وقتی به دندانپزشک گفتم که مبتلا به اچ ای و:۸.۹ هستم گفت که نمی تونه دندونم رو بکشه و کاری برام بکنه، درد کشیدم …”. ( بخشی ازصحبت های یک فرد مبتلا به اچ ای وی)

طرد شدن و برخوردهای نامناسب به دلیل ” اچ ای وی  مثبت بودن ” از نکات مشترکی هستند که اگر پای دردو دل های افراد مبتلا بنشینید، زیاد برایتان تکرار می شوند. تغییر رفتار افرادی که قبل از گرفتن نتیجه ی مثبت در آزمایش اچ ای وی، دوستشان داشته اند و رفتارهای قضاوت گرانه ی همکار، دوست و آشنا هم از جمله آزارهایی هستند که این افراد هر روز با آن روبه رو می شوند.

“وقتی خونشون می رفتم تو لیوان یک بار مصرف برام چایی می آوردند و توی دستمال کاغذی ب:.۸′ام قند می ریختند. در صورتی که من از طریق پسر خودشون مبتلا شده بودم…” ( بخشی ازصحبت های یک فرد مبتلا به اچ ای وی)

ممکن است درد و ناراحتی چنین برخوردهایی البته در ابعادی بسیار کوچک تر را در زمان  ابتلا به سرماخوردگی تجربه کرده باشید. در این زمان، حتی نزدیک ترین افراد به شما نیزاز ترس ابتلا به سرماخوردگی به صورت متفاوتی با شما رفتار می کنند و ممکن است از نزدیک شدن و یا دست زدن به شما امتناع  کنند . این نوع از تغییر رفتار می تواند شما را حتی برای مدت کوتاهی رنجانده باشد. شاید بعد از آن فکر کرده باشید که ترسشان منطقی است چون ویروس سرماخوردگیتان از طریق عطسه و سرفه  به راحتی  می توانسته آن ها را نیز بیمار و خانه نشین کند. پس مقداری دوری کردن از شما برای زمان کوتاهی، درخواست غیر منطقی ای  از جانب آن ها نیست.

اما  در مورد اچ ای وی چرا از افراد مبتلا دوری می کنیم و می ترسیم؟  ترس از ابتلا به ویروسی که از طریق تماس مستقیم با خون و یا ترشحات جنسی حاوی میزان زیادی از این ویروس، می تواند وارد  بدن ما شود، چه میزان  قابل قبول است؟ بعنوان دوست و یا همکار و یا حتی پدر و مادر  چقدر ممکن است با خون فرد مبتلا و یا ترشحات جنسی او در تماس باشیم تا دلیلی شود برای خودداری کردن از مراوده  با این افراد.

شاید دلیل اش ترس نباشد و ممکن است قضاوت در مورد صلاحیت اخلاقی اوست که سبب تمایل ما به دوری کردن می شود.  بهتر است بدانیم تمام افراد مبتلا از طریق جنسی به این بیماری مبتلا نشده اند و یا حتی اگر از طریق رابطه ی جنسی هم مبتلا شده باشند همه ی آن ها به دلیل رابطه های خارج چارچوب ازدواج و تعهد نداشتن مبتلا نشده اند. بسیاری از زنان از طریق همسران خود که مصرف کننده ی مواد مخدر بوده اند مبتلا شده اند و یا کودکانی هستند که از مادر شان این ویروس را دریافت کرده اند . نکته اساسی آن است که آگاه شدن از ابتلای فردی به اچ ای وی، به ما این امکان و اجازه را نمی دهد تا قاضی شویم و آن ها را محکوم به انزوا کنیم .

اگر ندانستن واقعیت ها در مورد زندگی این افراد و یا راه های ممکن انتقال این ویروس، دلایلی برای توجیه ترس های ما باشد، پس چگونه حتی افرادی که بر تمامی این موضوعات واقفند با تردید دست فردی مثبت را در دست می گیرند تا کمی به او دلداری دهند؟ این از آن قسم سوالاتی است که جواب آن نشان دهنده ی داشتن دانشی است که سبب تغییر نگرش در مورد موضوع نشده است.  پزشکی گریزان از دست زدن به حتی پوست شکم یک فرد اچ ای وی مثبت که با درد شکم  به بخش اورژانس مراجعه کرده است، ثابت کننده ی همین مطلب است.

اگر بدانیم چه میزان از رفتارهای ما بعنوان افرادی (احتمالا) بدون این ویروس، بر امید به زندگی، علاقه به ادامه ی درمان و کیفیت زندگی افراد اچ ای وی مثبت تاثیر دارد دیگر با نگاه های پر تردید به آن ها نمی نگریم و آزارشان نمی دهیم. شاید با دور نکردنشان از خودمان، بتوانیم آن ها را از جامعه ی کوچکی که برای خود ساخته اند بیرون بیاوریم و از انزوای بیشترشان ممانعت کنیم.